أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
82
قانون ( فارسى )
اندروصارون « 1 » : دارويى است كه آن را فاس ( تبر ) نيز گفتهاند زيرا همچون تبر دو لبه دارد . مزاج : گرممزاج است و تلخى و گسى دارد . خاصيت درمانى : بندآمدنهاى درونى را باز مىكند . مفاصل : در علاج درد مفاصل مفيد است . اصابع هرمس ( انگشتان اخمو ) : شكوفهء سورنجان است و تأثيرش تأثير سورنجان . اطماط ( فوفل ) : دارويى است از حيث كنش با ( بوزندان ؟ ) برابر است . و بايد دقت نمود مبادا ( اطيوط ؟ ) باشد - مزاجش گرم و تر و شهوتانگيز است . ايطاباس : درخت غرب يا پرك « 2 » كه در فصل غين خواهد آمد . أرز ( برنج ) : دانهاى است مشهور . مزاج : گرم و خشك است و خشكى آن از گرمى آشكارتر است . ليكن برخى گويند از گندم گرمتر است . خاصيت درمانى : برنج غذاى خوبى است و كمى به خشكى مايل است . اگر برنج را با شير و روغن بادام بپزند نيروى غذايى آن بيشتر و بهتر گردد و ديگر خشكاننده و بندآورنده نيست بويژه اگر برنج را شبى در آب سبوس بخيسانند . برنج به كندى سردى دهد و براى جلا دادن خوب است . اندامان دفعى : برنج آبپز تا حدى قبضكننده است . شيربرنج آب پشت را زياد كند . و قبوضيت ندارد . مگر آنكه آن را در پوسته بسيار بجوشانند . و آب آن را بخار كنند . اگر برنج را در آب سبوس بخيسانند اين قبوضيت را به كلى از دست مىدهد . اطريه : نوعى آش است و در مملكت ما رشته نام دارد . رشته به نوارهاى باريك شبيه است ، رشته را از خمير درست مىكنند و در آب با گوشت يا بدون گوشت مىپزند . مزاج : گرم است و رطوبتى خارج از حد دارد . خاصيت درمانى : از آنجا كه رشته فطير است و برنيامده بىگمان ديرهضم است و در معده درنگ مىكند و در بيرون آمدن كند است . به عقيده بعضى رشته بدون گوشت سبكتر از رشتهء با گوشت است ، شايد اين عقيده درست نباشد . اگر فلفل و روغن بادام با رشته باشد اندكى حالش بهتر مىشود . رشته بعد از آنكه هضم شد غذايى سرشار است . اندامهاى تنفسى : براى شش و در مداواى سرفه و خون برآوردن خوب است و بويژه اگر با خرفه بپزند . اندامان دفعى : رشته ملين است . اندر : دارويى است كرمانى ، هوش و ذكاوت را افزايش دهد .
--> ( 1 ) - فاس : 1 - گز . 2 - زبان گنجشك ( معين ) . اندروصارون : بقول مؤلف جامع عتميى زبان گنجشك است ( تحفه ) درصورتىكه شيخ الرئيس هم گز ، هم زبان گنجشك را علىحده آورده است . و غضا را نياورده كه گياه تاغ است . ( 2 ) - غرب : بيد مجنون - ترنگوت - ( معين ) ، غرب را در فارسى اسبيددار گويند ( لسان العرب ) ، پرك در كردى پلك Palak باشد .